طنز یعنی این


تنها درآمد امسال ، پدرمان بوده است .. !


مرحوم عمران صلاحی

درد مشترک !


سی شبی سفره ی ضیافت اوس کریم پهن بود و خیلی ها هم سرش پهن بودند واز اذان تا اذان خوردند و دولت فخیمه هم با کم کردن ساعات کار (بخوانید بیکاری) فرصت داد که بخوابند و با این همه پند و اندرز رسانه ها ، یک وقت رودل نکنند و گوششان که خواب است ، خودشان هم خواب باشند و بی خیال.

اما در همین ایام و لیالی عزیز، سیل ، پاکستان را از بالا تا پایین شست و گند زد به هیکل عالم و آدم و یک چرکستان ی درست کرد که بیا و ببین . هزاران نفر را هم لت و پار کرد و مریض و علیل و بچه ها را طبق معمول بیش از همه هدف گرفت و طبق معمول هم کاسه ی گدایی دست دولت فخیمه جمهوری اسلامی ( پاکستان (و این بار حتی سازمان ملل هم قاطی شده و بانکی مون هم علم را گرفته دستش و ادای جهان پهلوان تختی خودمان را در میاره . و باز هم طبق معمول بین دستگاه های گردن کلفت دعواست که چطوری اصل صدقات را بالا بکشند و کی و چه طوری ته مانده ی خیرات را بین این همه مصیبت زده ی بدبخت تقسیم کنند.

آدم واقعاً یادش میفته به بل بشویی که توی بم بر پا بود و مردم بدبخت زلزله زده و بی شانس زنده مانده ، روزی هزار بار از دست صاحب منصبان جمهوری اسلامی (ایران) آرزوی مرگ می کردند و خیلی ها هنوز که هنوزه آواره و دیواره اند. حالا اون هایی که همان اوایل سری به بم زده اند ، دستشان می آید که در پاکستان چه واویلائی است و وسط آب و سیلاب و گند و کثافت و مخلوط آدمی زاد و حیوان ، چه محشر خری برپاست و این فلک زده ها چه می کشند. اخبار می گوید هزار و شش صد تا جنازه پیدا شده. شما حساب کنید در کشورهایی مثل جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان که هیچ کس آمار زنده ها را ندارد و علاوه بر رأی مردم، کوپن و خوشه و یارانه ورایانه و همه چی قره قاطی است، چه کسی می داند که سیلاب چندتای دیگر را تا خود دریا برده و یا زیر گل و لای مدفون کرده و آمار مرده ها چند تاست؟ یک لحظه تصور کنید که یک زن رنجور سیل زده و یک بچه ی مفنگی تر از خودش که بقیه ی اعضاء خانواده شان را سیل برده و خورده ، ده روز وسط یک دریای گل آلود پر از کثافت ایستاده اند یا به تخته ای آویزان شده اند، از همان لجن کثافت می خورند و همان جا هم پس می دهند و گه گاه هم هلیکوپتری می آید و از آن بالا یک کیسه ی برنج پرتاب می کند توی همان دریای لجن.

خبرنگار بی بی سی می گوید ۶ میلیون نفر خانه خراب و بی جا و در به د ر شده اند و ۲۰ میلیون آسیب دیده اند و هنوز نیروهای امدادی حتی به بعضی مناطق سیل زده ی شمالی نرسیده اند. می گوید برخی از سیلاب گذشتگان که نفسی تازه کرده اند ، مشغول تمیز کردن  زار و زندگیشان از گل و لایند و عده ای هم آن وسط مخروبه ی خانه شان ایستاده اند و نمی دانند چه باید بکنند !! من یکی که ظرفیت و قابلیت حتی فکر کردن به این همه درد و رنج و مصیبت را ندارم و سرم سوت می کشد.


* می خواهم طنز نوشتن را دوباره شروع کنم ! خیلی وقت است اوضاع اطرافم اجازه این کار را نمیدهد.

باقی بقایتان

شعر یعنی این

حرفت قبول، لایق خوبی نبوده ام
وقتی بدم، موافق خوبی نبوده ام

عذرای پاک دامن اشعار آبی ام
من را ببخش، وامق خوبی نبوده ام

فهمیدی این که خنده تلخم تصنعی است؟
الحق که من منافق خوبی نبوده ام!

هر چه نگاه می کنم این روزها به خویش
جز شانه های هق هق خوبی نبوده ام

این بادها به کهنگی ام طعنه می زنند
من بادبان قایق خوبی نبوده ام

من هیچ وقت شاعر خوبی نمی شوم!
من هیچ وقت خالق خوبی نبوده ام!

فهمیدم این که فلسفه من شکستن است
هرگز دچار منطق خوبی نبوده ام

حرفت قبول، هرچه که گفتی قبول، آه
اما نگو که عاشق خوبی نبوده ام!

امیر مرزبان

 

* یعضی شعرها را که میخوانی ، حتی اگر تجربه اش را هم نداشته باشی ولی در جلد شاعر فرو میروی و احساسش را در خودت میکشی ، این غزل هم از آنها بود . از باب تقسیم اطلاعات تقدیم تمام دوستانی میکنم که بی سر و صدا می آیند و میروند.

نمایشگاه عکس در محلات محروم کرمانشاه

– مسئولین استان کرمانشاه

- اساتید بزرگــوار کاربـلد

ـ عکاسان و هنرمندان خوش فکر و دلسوز

ـ خیرین هـــمراه

ـ عموم مردم هنردوست و باحال کرمانشاه

- هموطنان جــــــــــــــان


پذیرای قدم های شما هستیم درمنطقه محروم جعفرآباد کرمانشاه جنب پاسگاه ملت.

تاریخ برگزاری ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ شهریور از ساعت ۱۰ صبح لغایت ۱۹


(برای اطلاعت بیشتر میتوانید با شماره ۰۹۱۸۶۸۶۰۲۸۶ تماس بگیرید.)

ته م

ته‌م ،‌مجموعه شعر کردی کرماشانی

 

کتاب ته‌م با همت انتشارات باغ نی کرمانشاه به بازار آمد .

این کتاب در بر گیرنده‌ی اشعار کلاسیک استاد جلیل آهنگرنژاد است که با مقدمه ای از دکتر میر جلال الدین کزازی آراسته گردیده است . گفتنی است از استاد آهنگرنژاد تا کنون کتابهایی همچون : طعم روزهای نیامده ، نرمه واران ، وا ، شمشیر و حریر ( پژوهشی در شاهنامه های کردی و ریخت شناسی شخصیتهای انها ) منتشر شده است . کتاب ته‌م حاوی دلواپسی های انسان دردمند امروز است که در کوچه های سنت و مدرن به تحیر ایستاده است .   علاقمندان می توانند با مراجعه به کتابفروشی های معتبر این کتاب را تهیه نمایند .   CDصوتی این اثر با صدای هنرمند نام آشنای کرمانشاهی دکتر امین جلیلیان منتشر می شود .

مقدمه ای بر کتاب ته‌م به قلم دکتر میرجلال الدین کزازی : 
کُردی کرمانشاهی شاخه ای از زبان گرانسنگ و مایه‌ور کُردی است که یکی از کهن ترین زبانهای ایرانی است و به شاخه‌ای نغز و شکوفان می‌ماند که از آن درخت تناور و گَشَن بیخ و بسیار شاخ بررُسته است . این شاخه از زبان کُردی بس نغز و دلاویز و خوش آهنگ افتاده است و نیک همساز و دمساز است با بهره بُردِ هنری و زیبا شناختی از زبان . 
از آن است که سروده هایی در آن پدید آمده است و درپیوسته شده است، آنچنان آهنگین و دلنشین که با یک بار شنیدن در یاد و نهاد شنونده می ماند. از این روی، بیشینه ی این سروده ها، از تری و تازگی ، به ترانه دیگرگون شده است و از سرگی و سختگی، چونان سرودِ رامش، کارکرد خُنیایی یافته است و بخشی ارزنده و برازنده از گنجینه ی فرهنگی و هنری کرمانشاه گردیده است. سراینده‌ی بسیاری از این ترانه‌های « نوبرانه » که بر زبان کرمانشاهیان روان است و آوازخوانان، دمساز با ساز، به آواز می‌خوانندشان، دانسته نیست که کیست؛ ترانه‌هایی از این گونه:

ئه‌ێ دنیا داران، ئه‌ێ دنیا دووسان! 
دنیا ده‌مێگه چو شاڕوو بووسان 
***
تنیا دارێگ بیم کیه‌نی وه سام بی 
گه‌ل گه‌ل نازاران دایه‌م وه پام بی 
***
چه‌وه‌یل مسد بی سرمه مه‌سه 
خودا مه‌زانو خونی چه‌ن که‌سه 
***
جفتێ چه‌و دیری چو پیاله‌ ێ  چینی 
خوداێ بان سه‌ر له لید نه‌سینی

بی‌گمان، هنوز همچنان بر این گنجینه‌ی ناب و یگانه‌ی کرمانشاهی می‌توان افزود؛ سخنوران چربگوی و شیرین سخن کرمانشاه می‌توانند در کُردی کرمانشاهی سروده‌های دلاویز و شورانگیز درپیوندند و از نغزیها و نوشنواییهای این شاخه از زبان کردی به شایستگی بهره بجویند. 
از آن است که هنر پژوهشگر و سخنور و روزنامه‌نگار پویا و پرتلاش کرمانشاهی ، آقای جلیل آهنگر نژاد، را که کُردی کرمانشاهی را چونان زبان ادبی خویش برگزیده‌است و در کار آورده است و این دفتر شعر را به همشهریان ادب  دوست خویش ارمغان کرده است، می باید ارج نهاد و او را به پاس این تلاش ارزشمند ادبی و فرهنگی، فرخباد و دست مریزاد گفت. برای او، از درگاه دادار دادگر، کامگاری و بختیاری آرزو دارم.

میر جلال الدین کزازی
مرداد ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه


*به عموم همشریان و علاقمندان به فرهنگ و هنر کرمانشاه توصیه میکنم این کتاب ارزشمند را از دست ندهند.

شب قدر


شبهای عزیزی در گذرند ، سر سفره ی دعاهایتان ما را فراموش نکنید ….

هفته دولت


اگرچه کاخ ریاست جمهوری نداری اما جلسات هیئت دولتت در قلب تک تک ما برگزار میشود.

افطار رطب !

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آری افطار رطب در رمضان مستحب است

 

روز ماه رمضان زلف بیفشان که فقیه

بخورد روزه خود را به گمانی که شب است

 

زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهد

وین عجب نقطه خال تو به بالای لب است


یارب این نقطه ی لب را که به بالا بنهاد

نقطه هر جا غلط افتاد مکیدن ادب است

 

منعم ار عشق کند زاهد و آگه نبود

شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است

 

گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد

سودن چهره به خاک سر کویش سبب است

(شعر از : شاطر عباس صبوحی)


* کلا دوست دارم وقتی از چیزی لذت میبرم ، آن را با دوستانم به اشتراک بگذارم ، لزوماً مجبور نیستید شما هم لذت ببرید !